گویه:
اندر احوال ناخوشیهایشاعرانه
از اهم آسیبشناسیهای موجود در اتمسفر شعر امروز ما که لازم است در دستور کار جامعهی شعری قرار گیرد پرهیز جدی شاعران از شیوههای آشنا و حرکت در مدار تجربههای مصرفشده است.
■□■
در سالهای اخیر، بخشی از شعر معاصر گرفتار نوعی تورم زبانی شده است؛ گویی برخی شاعران به جای کشف، به انباشت کلمات دل بستهاند و به جای آفرینش، از تکرار، اغراق و گندهگویی یاری میگیرند. برآیند آن است که شعر، به جای آنکه افق تازهای از تجربه و زبان بگشاید، در چرخهای از مکررات و خودارجاعی فرسوده میشود.
این پدیده البته منحصر به یک نفر یا یک جریان نیست. گاه تقلید سطحی از برخی موجهای غربی، گاه برداشت نادقیق از متون کلاسیک عرفانی و ادبی، و گاه شیفتگی به فرمهای پرزرقوبرق، جای تجربهی زیسته و ضرورت شاعرانه را گرفته است. از سوی دیگر، استفاده غیرخلاقانه از ابزارهای هوش مصنوعی نیز، اگر به جای دستیار اندیشیدن به جانشین آفرینش تبدیل شود، میتواند به این وضعیت دامن بزند و زبان را به محصولی بیجان و قابل تکثیر فروبکاهد. ■□■ شعر زمانی قادر خواهد بود که مانند موجودی زنده نفس بکشد و ما نیز شاهد این حیات باشیم که از خطر نهراسد؛ البته نه بدان معنا که صرفاً متفاوت به نظر برسد، بلکه اهمیت این تفاوت در این مهم است که اگر از ضرورت درونی و کشف شاعرانه برنخیزد خیلی زود بدل به عادت میشود و باری بههر جهت! جمعیت و جامعهای که شعر دغدغهی مهم و فرهنگی هماوست و به آن نیاز دارد لزوماً نه بهدمبال انبوه متن است، بلکه بهدمبال تجربهی کیفی، دقت زبانی و صداقت شاعرانه است.
■□■
۱۴ تیر ۱۴۰۵ رشت، معلم،خیام
علیرضا پنجهیی
https://t.me/Alirezapanjeei/5315
برچسب:
نویسنده: نگار رستمی